اگر قرار باشد تنها یک بازسازی لایو اکشن دیزنی را مثال بزنیم که واقعاً توانسته از زیر سایه نسخه انیمیشنی خود بیرون بیاید، آن فیلم Moana است. برخلاف بسیاری از بازسازیهای سالهای اخیر دیزنی که بیشتر به چشم پروژههایی تجاری برای افزایش درآمد استودیو دیده میشدند، «موآنا» موفق شده همان جادوی نسخه اصلی را دوباره خلق کند؛ از زیباییهای بصری گرفته تا حس ماجراجویی، طنز و حالوهوای افسانهای داستان.

البته استاندارد این مقایسه چندان بالا نیست. اکثر بازسازیهای لایو اکشن دیزنی، از Beauty and the Beast گرفته تا Aladdin، The Little Mermaid و حتی Snow White، هرچند قابل تماشا بودند، اما معمولاً چیزی به اثر اصلی اضافه نمیکردند و حتی در برخی بخشها از آن ضعیفتر ظاهر میشدند. اما Moana اولین فیلمی است که اگر کودکی بدون دیدن نسخه انیمیشنی سراغ آن برود، چیزی را از دست نخواهد داد؛ زیرا این فیلم روح نسخه اصلی را کاملاً حفظ کرده است.
کاترین لاگایایا؛ موآنایی که مخاطب را مجذوب میکند
یکی از مهمترین دلایل موفقیت فیلم، انتخاب کاترین لاگایایا (Catherine Laga’aia) برای نقش موآنا است. این بازیگر جوان استرالیایی در نخستین تجربه سینمایی خود، حضوری کاملاً درخشان دارد.
در ادامه همراه مگفای باشید.
زمانی که او ترانه معروف How Far I’ll Go را اجرا میکند، فیلم واقعاً جان میگیرد. صدای قدرتمند، چهره پرانرژی و بازی صمیمانه او باعث میشود مخاطب خیلی سریع با شخصیت موآنا ارتباط برقرار کند و وارد دنیای خیالانگیز جزیره موتونویی شود.
ترکیب لایو اکشن و CGI؛ راز موفقیت فیلم
یکی از بزرگترین نقاط قوت Moana این است که هرگز تلاش نمیکند انیمیشن را کاملاً کنار بگذارد. بخش قابل توجهی از فیلم همچنان با جلوههای ویژه کامپیوتری ساخته شده و همین موضوع باعث شده فضای جادویی داستان حفظ شود.
کارگردان فیلم، توماس کیل (Thomas Kail)، از CGI به شکلی هوشمندانه استفاده کرده است؛ از موجهای زنده اقیانوس که با موآنا ارتباط برقرار میکنند گرفته تا دزدان نارگیلی کاکامورا، خالکوبی متحرک مائویی، خرچنگ غولپیکر تاماتوا و تغییر شکلهای متعدد مائویی. همه این عناصر باعث میشوند فیلم چیزی میان یک اثر لایو اکشن و یک انیمیشن مدرن باشد.
دواین جانسون دوباره همان مائویی دوستداشتنی است
اگر یک شخصیت باشد که بیشترین نقش را در موفقیت فیلم ایفا میکند، بدون شک مائویی است.
در نسخه انیمیشنی نیز این شخصیت بر اساس ویژگیهای خود دواین جانسون طراحی شده بود؛ بنابراین زمانی که خود جانسون این بار با همان هیکل عضلانی، موهای بلند و شخصیت مغرور مائویی جلوی دوربین آمده، همه چیز کاملاً طبیعی به نظر میرسد.
اجرای او نهتنها وفادار به نسخه انیمیشنی است، بلکه حتی شخصیت مائویی را جذابتر و واقعیتر کرده است. رابطه پرتنش اما دوستداشتنی میان مائویی و موآنا نیز همچنان قلب تپنده داستان باقی مانده است.
موسیقی همچنان برگ برنده فیلم است
یکی دیگر از مهمترین دلایل موفقیت Moana، موسیقی آن است.
ترانههایی که لین-مانوئل میراندا و اوپتایا فوآی برای نسخه اصلی ساخته بودند، پس از گذشت حدود یک دهه همچنان شنیدنی و تأثیرگذار هستند. خوشبختانه فیلم جدید نیز این قطعات را با کیفیتی مناسب بازآفرینی کرده و همچنان احساس، هیجان و روح ماجراجویی داستان را به مخاطب منتقل میکند.
داستان همچنان الهامبخش است

داستان موآنا، دختری که برخلاف خواسته پدرش جزیره را ترک میکند تا مسیر واقعی زندگی خود را پیدا کند، همچنان تأثیرگذار است.
فیلم تلاش نمیکند صرفاً یک پیام کلیشهای درباره «قدرت دختران» ارائه دهد، بلکه شخصیت موآنا در طول مسیر بارها از سوی مائویی، خانواده، خودش و حتی اقیانوس مورد آزمون قرار میگیرد و همین موضوع باعث میشود رشد شخصیت او کاملاً باورپذیر باشد.
در بخش پایانی نیز نبرد با تِ کا (Te Kā) و بازگرداندن قلب تِ فیتی (Te Fiti) تقریباً بدون تغییر نسبت به نسخه اصلی اجرا شده؛ تصمیمی که کاملاً به نفع فیلم تمام شده است.
برای مطالعه 15 انیمه برتر تاریخ که دنیای انیمه را برای همیشه تغییر دادند (پارت دوم) کافیست کلیک کنید.
در پایان
Moana شاید همچنان نتواند جای نسخه انیمیشنی محبوب سال ۲۰۱۶ را بگیرد، اما بدون تردید بهترین بازسازی لایو اکشن دیزنی تا امروز محسوب میشود.
فیلم با انتخابهای درست در بخش بازیگران، استفاده هوشمندانه از جلوههای ویژه، موسیقی ماندگار و حفظ روح نسخه اصلی، ثابت میکند که اگر قرار باشد دیزنی باز هم سراغ بازسازی آثار کلاسیک خود برود، باید دقیقاً همین مسیر را دنبال کند.
در نهایت، Moana نه جایگزین نسخه انیمیشنی میشود و نه قصد دارد آن را فراموششدنی کند؛ بلکه موفق میشود در کنار آن بایستد و بهعنوان اقتباسی ارزشمند، هویت مستقل خودش را داشته باشد.


