نقد فیلم «The Get Out»؛ راسل کرو در فیلمی که ایده های خوبش را هدر میدهد
در دو دهه اخیر، سینمای آمریکا چند کمدی جنایی موفق و محبوب به خود دیده است؛ از سهگانه Ocean’s ساخته استیون سودربرگ گرفته تا American Hustle اثر دیوید او. راسل و The Nice Guys به کارگردانی شین بلک. حالا، حدود ۱۰ سال پس از «The Nice Guys»، راسل کرو با فیلم The Get Out به این ژانر بازگشته؛ اثری که اگرچه ایده های جالب و جاهطلبانهای دارد، اما در نهایت نمیتواند از ظرفیتهای خود استفاده کند.
راسل کرو در این فیلم نقش مانکو کاپاک، صاحب یک کلوب شبانه اهل آلبانی را بازی میکند؛ مردی که در ابتدای فیلم با روایت خودش توضیح میدهد سالهاست با آرامش در آمریکا زندگی میکند.

کرو برای ایفای نقش یک خلافکار اروپای شرقی انتخاب مناسبی به نظر میرسد. او پیشتر نیز در فیلم Unhinged ساخته همین کارگردان، دریک بورت، توانایی خود را در نمایش شخصیتی آرام اما با خشم پنهان نشان داده بود. اما این بار فیلم تلاش میکند کلیشهها را بشکند و نشان دهد که ظاهر افراد همیشه حقیقت را بازگو نمیکند؛ یا به بیان دیگر، تقلید از شخصیتهای فیلمهای جنایی همیشه نتیجه خوبی ندارد.
همراه رسانه مگفای باشید.
در همان ابتدای داستان، مانکو هنگام رابطه با دوستدخترش سانی (با بازی ترزا پالمر) دچار حمله قلبی میشود. برخلاف انتظار مخاطب از یک رئیس باند جنایتکار، او تصمیم میگیرد سبک زندگیاش را تغییر دهد، رژیم غذایی سالمتری داشته باشد و کلوبش را بفروشد تا همراه شریک زندگیاش در جزیرهای گرمسیری بازنشسته شود.
درست است که مانکو سالها برای یک کارتل مواد مخدر پولشویی کرده، اما او اصلاً شبیه شخصیتهایی مانند تونی مونتانا نیست که برای رسیدن به قدرت دست به هر جنایتی بزنند. او فقط میخواهد زندگی آرامی داشته باشد و همین ویژگی، شخصیتش را از بسیاری از ضدقهرمانان فیلمهای جنایی آمریکایی متمایز میکند.
همین ویژگی باعث میشود راسل کرو بیشتر روی وجه دوستداشتنی و انسانی شخصیتش تمرکز کند. مانکو در میان هرجومرج اطرافش، تنها فردی است که آرامش خود را حفظ میکند.
مشکلات زمانی آغاز میشود که در مسیر انتقال پول به بانک، فردی نقابدار پول او را سرقت میکند. مانکو بدون ایجاد دردسر، مبلغ دزدیدهشده را از پسانداز شخصی خود جبران میکند تا بدهی کارتل پرداخت شود. او وحشت نمیکند، اما اطرافیانش کاملاً کنترل خود را از دست میدهند.
اعضای کارتل نگران جلب توجه پلیس میشوند، کارکنان کلوب رفتارهای غیرعادی از خود نشان میدهند و وقتی همان سارق برای بار دوم دست به سرقت میزند، اوضاع کاملاً از کنترل خارج میشود.
ساخت فیلمی که موتور محرک داستان آن بر پایه سوءتفاهم، اشتباهات، بیکفایتی شخصیتها و بدشانسی بنا شده باشد، کار سادهای نیست. بسیاری از فیلمسازان برای حل این معضل به طنز بسیار سیاه روی میآورند، اما دریک بورت مسیر متفاوتی را انتخاب کرده است.
فیلم در بهترین لحظاتش نگاهی امیدوارانه به انسانها دارد. مانکو تنها زمانی اسلحه حمل میکند که احساس میکند چاره دیگری ندارد، زیرا باور دارد اسلحه فقط خشونت بیشتری ایجاد میکند. وقتی متوجه میشود یکی از کارکنانش در محل کار مواد مخدر مصرف کرده، به جای تهدید کردن او فقط تذکر میدهد. حتی در مواجهه با یکی از اعضای جوان کارتل نیز تلاش میکند تنش را با گفتوگو کاهش دهد.
با این حال، ایجاد تعادل میان یک داستان جنایی خشن و شخصیت اصلیای که ذاتاً انسان آرام و مهربانی است، نیازمند مهارت بسیار بالایی در کارگردانی است؛ مهارتی که فیلم در رسیدن به آن چندان موفق نیست.
The Get Out نه از نظر بصری جذابیت خاصی دارد و نه میتواند لحن خود را حفظ کند. فیلم مدام بین شوخیهای نهچندان خندهدار و لحظات احساسی جابهجا میشود و همین مسئله باعث میشود هیچکدام از این دو فضا تأثیر لازم و کامل را نداشته باشند.
بخش زیادی از طنز فیلم بر این ایده استوار است که شخصیتها تلاش میکنند مانند خلافکارهای فیلمهای معروف رفتار کنند، اما همین موضوع گاهی بیش از آنکه خندهدار باشد، ضعف فیلم در پرداخت شخصیتها و روایت را آشکار میکند.

برای مثال، زمانی که شخصیت جف با بازی آرون پال قصد دارد مبلغ مشکوکی را در بانک واریز کند، کارمند بانک (با بازی نینا دوبرو) ناگهان میخواهد خودش هم وارد ماجرا شود. این اتفاق میتوانست آغاز دنیایی عجیب و جذاب از شخصیتهای غیرمعمول باشد، اما در عمل بیشتر شبیه یک اتفاق غیرمنطقی برای پیچیدهتر کردن مصنوعی داستان است.
اگر به فیلم های ژانر معمایی و جنایی علاقه دارید پس نقد فیلم Enola Holmes 3 از دست ندهید.
همچنین شخصیت خریدار کلوب شبانه با بازی لوک ایوانز، با ظاهر اغراقآمیز و رفتارهای عجیبش، بیش از آنکه به فضای فیلم کمک کند، با حالوهوای کلی آن ناسازگار به نظر میرسد.
در نهایت، The Get Out احتمالاً به لطف حضور راسل کرو و محبوبیت ژانر کمدی جنایی در پلتفرمهای آنلاین مخاطبان خود را پیدا خواهد کرد، اما با وجود ایدهای جذاب و ظرفیت بالای داستان، ریتم کند، کارگردانی معمولی و اجرای نهچندان منسجم باعث شده این فیلم هرگز به کمدی جنایی متفاوت و دوستداشتنیای که نویدش را میدهد، تبدیل نشود.


