صفحه اصلی > فیلم و سریال : لیست فیلم های مارول از بدترین تا بهترین در سال 2025

لیست فیلم های مارول از بدترین تا بهترین در سال 2025

بهترین فیلم های مارول

از سال ۲۰۰۸ تا امروز، دنیای سینمایی مارول (MCU) تبدیل به یک غول سرگرمی شده؛ یکی از موفق‌ترین و محبوب‌ترین مجموعه‌های تاریخ سینما. با بیش از ۳۵ فیلم و دست‌کم چندین سریال تلویزیونی، جهان مارول گسترده و پرشاخه است—اما بدیهی است که همه‌ی آثار در یک سطح نیستند.

در این نزدیک به دو دهه، مارول هم فرازهای تماشایی داشته و هم فرودهای ناامیدکننده. اما «بهترینِ بهترین‌ها» کدام است؟ برای جمع‌بندی رتبه‌بندی رسمی فیلم‌های MCU، اسکرین‌رنت نظر کارشناسان ارشد بخش ابرقهرمانی خود را جمع‌آوری کرده و با ویرایش نهایی به یک فهرست واحد رسیده است.

نتیجه، رتبه‌بندی نهایی تمام فیلم‌های منتشرشده‌ی MCU تا امروز است. در تهیه‌ی این فهرست افراد زیر نقش داشته‌اند: سردبیر ارشد بخش ابرقهرمانی اسکرین‌رنت (نویسنده متن حاضر)، تاد گیلکریست (معاون سردبیر بخش سینما)، زوئی میسکِلی (سردبیر ابرقهرمان‌ها) و تام بیکن (سردبیر ارشد استار وارز). همچنین نویسندگان ابرقهرمانی از جمله فیلیپه رنگل، کوین اِردمَن، لوئیس گلازبروک، نیکولاس آیالا و اولی بردلی مشارکت داشته‌اند.


۳۷. Thor: The Dark World

تور

تصویر: Joe O’Shea
«ثور: دنیای تاریک» بی‌تعارف یکی از کم‌اثرترین فیلم‌های MCU است؛ فیلمنامه‌ی بی‌نمک و هدررفت کامل کریستوفر اکلِستون کمر اثر را می‌شکند. با وجود آزادی عملی که داشت، فیلم نه روی مسیر شخصیتی ثور و نه روی رابطه‌اش با جِین فاستر چیزی معنادار سوار می‌کند. حتی استفاده‌اش از یک سنگ ابدیت هم فرصت‌سوزی محض است.

با این حال، زیر این کاستی‌ها نکات قابل‌تحسینی پیدا می‌شود: موسیقی برایان تایلر همچنان قدرتمندترین نُت‌های سه‌گانه‌ی «ثور» را می‌نوازد و اسطوره‌شناسی آسگارد هیچ‌وقت تا این حد عظمت مقیاس نداشت. جالب‌تر اینکه فیلم بهترین کندوکاو را از غم و طنز لوکی ارائه می‌دهد؛ پیوند برادری ثور و لوکی ستون فقراتی احساسی به اثری می‌دهد که جای خالی‌اش را حس می‌کنیم.

در نهایت، «دنیای تاریک» فصلی متوسط از MCU است که ضعف‌هایش بر قوت‌ها می‌چربد—اما نه آن‌قدر که کاملاً دورریختنی باشد. بیشتر با «پتانسیل از دست‌رفته» تعریف می‌شود تا «اثر ماندگار». با این همه، هنوز پله‌ای لازم در مسیر مشترک ثور و لوکی است.
نوشته: نیکولاس آیالا


۳۶. The Incredible Hulk

تصویر: Joe O’Shea
«هالک شگفت‌انگیز» که در اوایل راه‌اندازی MCU اکران شد، خیلی زود دردسرهای دوران رشد این مجموعه را عیان کرد. شخصیت‌پردازی نازک، ریتم کند و نبود شیمی بین ادوارد نورتون و لیو تایلر، معرفی قهرمان را کم‌اثر کرد. شکست کامل نیست، اما در قیاس با «آیرون‌من»—که چند هفته زودتر آمد—اعتمادبه‌نفس کمتری دارد.

با گذر زمان، فیلم هنوز واضح‌ترین واکاوی دوگانگی هالک را ارائه می‌کند. نبود لودگی‌های مُرَسوم مارول امروز به سودش تمام می‌شود و قصه‌اش محکم روی پارانویا و تنهایی جاودانه‌ی هالک می‌ایستد؛ لحنی جدی که بعدتر هیچ حضور دیگر هالک به آن برنگشت.

از نظر بصری، رنگ و طراحی هالک نسبت به نسخه‌ی ۲۰۰۳ انگ لی بهتر شده، هرچند کیفیت بافت‌ها و انیمیشن CGI اُفت دارد. ایراداتی مثل ریتم مقطّع و رومنس تخت باقی است؛ اما بعد از چند حضور مکمل با بازی مارک رافلو، اکشن، موسیقی و تُن فیلم بهتر دیده می‌شود.
نوشته: نیکولاس آیالا


۳۵. Ant-Man and the Wasp: Quantumania

تصویر: Joe O’Shea
«کوانتومانیا» فیلمی است که نقص‌هایش—دست‌کم در چارچوب MCU—کاملاً گردن خودش نیست. انتخاب جاناتان میجرز برای نقش کانگِ فاتح در شرایطی انجام شد که هیچ‌کس حواشی بعدی زندگی شخصی او را پیش‌بینی نمی‌کرد؛ حواشی‌ای که یک برنامه‌ی چندفیلمه و چندساله را برای تبدیل کانگ به بزرگ‌ترین تهدید قهرمانان MCU به خطر انداخت.

از آن مهم‌تر، اعتمادبه‌نفس بیش‌ازحد مارول در اعلام این نقشه خیلی زود زیر سایه‌ی افت شدید لذت مخاطبان از آثار پس از «اندگیم» رفت. با همه‌ی این‌ها، فیلم واقعاً کار نمی‌کند. راستش، میجرز فارغ از قضاوت شخصی درباره‌ی او، در نقش کانگ خوب است.

اما تیم پنج‌نفره‌ی نویسندگان—گیر افتاده در تعهدات بزرگ‌تر جهان مارول—حتی به پرسش‌های بدیهی پاسخ نمی‌دهند (واقعاً چرا جنت این‌همه دیر هویت کانگ را می‌گوید؟) و به نسخه‌ای از «هرچه بیشتر، بهتر» تن می‌دهند. نتیجه؟ فیلم بیشتر شلوغ است تا چشم‌نواز—با وجود طراحی صحنه‌ی مفصل—و در مجموع تماشایش به زحمت می‌گذرد.
نوشته: تاد گیلکریست (معاون سردبیر)


۳۴. Captain America: Brave New World

تصویر: Joe O’Shea
اگر بخواهیم «کاپیتان آمریکا: دنیای نو» را در یک جمله خلاصه کنیم: «آنتونی مکی سزاوار بهتر از این بود.» بعد از اینکه او شنل کاپیتان آمریکا را به دوش کشید، با واکنش‌های نژادپرستانه روبه‌رو شد و در «فالکن و وینتر سولجر» روایتی تأثیرگذار از نمایندگی یک کشور توسط یک مرد سیاه‌پوست ارائه شد، «کاپ ۴» باید بهتر از این‌ها می‌بود.

فیلم می‌توانست همان پیام را تقویت کند، یک ورود باشکوه روی پرده‌ی نقره‌ای برای سم ویلسون بسازد و جایگاه او را به‌عنوان کاپیتان آمریکا محکم کند. اما در بسیاری نقاط می‌لغزد.

«رد هالک» جذاب است، بعضی سکانس‌های اکشن هم می‌گیرند و خودِ مکی تمام‌قد بازی می‌کند؛ اما شخصیت‌نویسی و طرح داستانی به اندازه نیست.

عملاً با نسخه‌ی کپیِ قسمت‌های قبلی طرفیم: ابرسربازهای شست‌وشوی مغزی‌شده، مرد پشت پرده، و یک تریوی مرکزی شامل کاپیتان آمریکا، فالکن و یک «بلک‌ویدو» که دنبال پاسخ می‌گردند. این چینش، در دل رجوع‌های مکرر به روایت‌های «هالکِ شگفت‌انگیز»، دست مکی را به شکل شوکه‌کننده‌ای می‌بندد. نتیجه؟ قسمت چهارم، قهرمان تیترش را می‌فروشد.
نوشته: لوئیس گلازبروک


۳۳. Ant-Man and the Wasp

تصویر: Joe O’Shea
در بازنگری امروز، «مرد مورچه‌ای و زنبورک» یکی از نخستین نشانه‌های لغزش مارول بود. این دنباله اصلاً در برنامه‌ی اولیه‌ی فاز ۳ نبود و احتمالاً بیشتر برای زمینه‌چینی قلمرو کوانتومی «اونجرز: اندگیم» چراغ سبز گرفت—که همان‌جا هم لغزید و ایده‌های جالبش را به فیلم‌های بعد حواله داد.

کاراکترها عمق ندارند. «گوست» با بازی هانا جان‌کِیمن قرار بود از دل تجربه‌ی درد مزمن تعریف شود، اما پرداخت نمی‌گیرد؛ وقتی جنت ون‌دایِنِ (کم‌پرداخت) میشل فایفر او را درمان می‌کند، نمی‌دانیم از این‌جا به بعد چه می‌شود—و مارول هم نمی‌دانست، تا شاید «Thunderbolts*».

گوست واضح‌ترین نمونه است، اما تقریباً هیچ‌کس فرصت درخشش ندارد. جنت بیشتر ماک‌گافین است تا شخصیت؛ بیل فاسترِ لارنس فیشبِرن—که در کمیک‌ها خودش قهرمان است—حتی آنتاگونیست درست‌وحسابی هم نیست. سانی برچِ والتون گوگینز؟ عملاً از یاد رفته.

حاصل کار، یک فرصت‌سوزی بزرگ است.
نوشته: تام بیکن (سردبیر ارشد)


۳۲. Iron Man 2

«آیرون‌من ۲» به‌شکلی پیش‌گویانه ضعف‌های بزرگ MCU را لو می‌دهد. سال ۲۰۰۹ و فقط سومین فیلم فاز ۱ است؛ مارول با اشتیاق سراغ ایده‌ی «دنیای مشترک» می‌رود و نتیجه فیلمی است که یک‌دست نمی‌شود. سرگرم‌کننده و پر از کاراکتر است، اما عمق ندارد.

آن زمان می‌شد بخشید—مارول هنوز مشغول آزمون‌وخطا بود—ولی مشکل اینجاست که از این خطاها درس کامل گرفته نشد و همین نقص‌های آشکار بارها در دو دوجین فیلم بعدی تکرار شد.

«آیرون‌من ۲» با وجود گره‌های روایی، روی دوش بازیگران سرپا می‌ماند: تونی استارکِ رابرت داونی جونیور، نیک فیوریِ ساموئل ال. جکسون و بلک‌ویدوی اسکارلت جوهانسون همه می‌درخشند. با این حال، هرگز نمی‌توان آن را از ورودی‌های قدرتمند MCU دانست—و جایگاه پایینش در این رتبه‌بندی همین را توضیح می‌دهد.
نوشته: تام بیکن (سردبیر ارشد)


۳۱. Thor: Love and Thunder

تصویر: Joe O’Shea
«ثور: عشق و تندر» بدترین فیلم ثور نیست—این لقب هنوز مال «دنیای تاریک» است—اما جایگاه پایینش کاملاً قابل‌دفاع است. فیلم باید بعد از بهترین رِنج حضورهای ثور در MCU می‌آمد: از «رگناروک» تا «اینفینیتی وار» و «اندگیم».

تایکا واتیتی سعی کرد عمیق‌تر سراغ کمدی‌ای برود که «رگناروک» را به اثری احیاگر تبدیل کرد. اما انتخاب این مسیر برای فیلمی که ذاتاً قصه‌های تیره‌ای مثل سرطانِ جِین فاستر و ورود گور قصاب خدایان را دارد، عجیب بود. مارول نتوانست توقعات را برآورده کند.

در یک کلام، «عشق و تندر» کابوسِ تُن است. فیلم به‌زور می‌خواهد کمدی ثورِ همسورث را با لحظات احساسیِ جِینِ ناتالی پورتمن و گورِ کریستین بیل جمع کند، اما بشدت می‌لنگد. اثر باید قاطعانه یک مسیر را انتخاب می‌کرد. نتیجه، ماجراجویی آشفته‌ای است که زیادی لوس به نظر می‌رسد و ضربه‌ی احساسیِ لازم را نمی‌زند.

مقالات مرتبط

نامزدهای اسکار ۲۰۲۶: آیا بیشترین نامزدی به بیشترین جوایز می‌رسد؟

Sinners با ۱۶ نامزدی رکورد زد، One Battle After Another نیز قوی…

۳ بهمن ۱۴۰۴

شایعه: سباستین استن شرور جدید The Batman Part 2 می‌شود

شایعات جدید حاکی از آن است که سباستین استن احتمالاً در The…

۱۸ دی ۱۴۰۴

نسخه لایو اکشن Tangled با بازیگران جدید وارد مرحله تولید شد

فیلم Tangled با بازی تیگن کرافت و میلو مانهایم و کارگردانی مایکل…

۱۸ دی ۱۴۰۴

دیدگاهتان را بنویسید