بیش از ۷۰ سال از آخرین باری میگذرد که هالیوود اقتباسی مستقیم از شاهکار جاودانه هومر، اودیسه، ساخته بود؛ فاصله ای شگفت انگیز، آن هم برای اثری که یکی از پایه های اصلی ادبیات حماسی جهان و الگوی تقریباً تمام داستانهای «سفر قهرمان» به شمار میرود. با توجه به علاقه همیشگی هالیوود به بازسازی آثار موفق، عجیب است که این داستان تا امروز دست نخورده باقی مانده است. شاید عظمت و پیچیدگی روایت هومر باعث شده فیلمسازان کمتر جرئت نزدیک شدن به آن را داشته باشند.
چیزی شبیه به داستان رستم و اسفندیار، سیمرغ و شهرزاد قصه گو، هفت خان اسفندیار که تا به امروز هیچ کارگردانی شهامت ساختن چنین آثاری را نداشته است. فیلم ادیسه اکران شده و حالا زمان آن رسیده تا به سراغ شاهکار آقای کارگردان، کریستوفر نولان برویم؛ با مگفای همراه باشید.
فیلم The Odyssey؛ جاهطلبانهترین فیلم کریستوفر نولان

کریستوفر نولان همان فیلمسازی است که هم جسارت انجام چنین پروژهای را دارد و هم به سنت های سینمای کلاسیک وفادار است. او طی سالها ثابت کرده میتواند فیلمهای بلاکباستری بسازد که در عین وفاداری به قواعد ژانر، امضای شخصی خودش را نیز حفظ کنند.
بنابراین جای تعجب ندارد که برداشت او از «اودیسه» اثری دقیق، عظیم و وفادار به متن اصلی باشد؛ هرچند مطابق سبک همیشگی نولان، روایت داستان بهصورت غیرخطی و با ساختاری پیچیده ارائه میشود.
نتیجه، فیلمی است که بدون اغراق یک دستاورد بزرگ محسوب میشود هرچند که توسط مردم و رسانه ها در همان ابتدای کار مورد انتقادات بسیاری قرار گرفت و نوک پیکان منتقدین سینما امروز به سمت ادیسه نولان است.
میتوان از زبان منتقدین و مخاطبان گفت که، The Odyssey در طول نزدیک به سه ساعت زمان خود تقریباً هر چند دقیقه یکبار مخاطب را با صحنه ای عظیم و باشکوه غافلگیر میکند؛ صحنه هایی که در بسیاری از بلاکباسترهای تابستانی میتوانستند اوج فیلم باشند. اگرچه نولان زبان کهن هومر را ساده تر و امروزی تر کرده، اما مقیاس روایت، عظمت اسطوره ای و اهمیت اتفاقات داستانی کاملاً حفظ شده است.
با این حال، هرچند فیلم از ابتدا تا انتها تماشایی و نفس گیر است، اما هرگز آن تأثیر عاطفی عمیقی را که انتظار میرود ایجاد نمی کند. فیلم آنقدر چشم، گوش و ذهن مخاطب را با تصاویر خیرهکننده، موسیقی قدرتمند و ساختار روایی پیچیده درگیر میکند که شاید تا پایان متوجه نشوید قلبتان چندان با شخصیتها همراه نشده است.
مت دیمون؛ اودیسئوسی خسته اما باورپذیر

یکی از بزرگترین نقاط قوت فیلم، انتخاب مت دیمون برای نقش اودیسئوس است. او پادشاه ایتاکا را نه به عنوان قهرمانی شکست ناپذیر، بلکه مردی فرسوده، زخمی و خسته از سالها جنگ و سرگردانی به تصویر میکشد. چهره و بازی او حس اندوه و فرسودگی شخصیت را به خوبی منتقل می کند؛ مردی که پس از سالها نبرد تروا و سفرهای بیپایان، دیگر شباهتی به قهرمان جوان گذشته ندارد.
ساختار غیرخطی فیلم که مدام میان زمانهای مختلف جابهجا میشود، شاید برای برخی مخاطبان باعث شود گذر زمان به اندازه کافی احساس نشود، اما در عوض بهخوبی سردرگمی و آشفتگی ذهنی اودیسئوس را منتقل میکند.
خانواده ای که کمتر از انتظار احساس برمی انگیزد
اگرچه انگیزه اصلی اودیسئوس بازگشت به خانه و دیدار همسرش پنلوپه (با بازی آن هاتاوی) و پسرش تلهماخوس (تام هالند) است، اما فیلم در پرداخت روابط خانوادگی چندان موفق عمل نمیکند.
آن هاتاوی بازی قابل قبولی ارائه میدهد و تام هالند نیز نقش خود را ایفا میکند، اما شخصیت های خانوادگی آنقدر عمق پیدا نمی کنند که بازگشت اودیسئوس از نظر احساسی تأثیرگذار باشد.
در مقابل، یکی از احساسیترین شخصیتهای فیلم اومائوس، خدمتکار نابینای اودیسئوس با بازی درخشان جان لگویزمائو است؛ شخصیتی که وفاداری و انتظارش برای بازگشت اربابش، شاید بیش از هر رابطه خانوادگی دیگری احساسات مخاطب را درگیر میکند.
جایی که نولان بیشترین قدرتش را نشان میدهد

فیلم بیش از هر چیز در صحنه های عظیم و اکشن خود میدرخشد.
نبرد با غول یک چشم پولیفموس یکی از هیجان انگیزترین بخش های فیلم است؛ سکانسی که حالوهوایی شبیه فیلمهای هیولایی کلاسیک دارد و با جلوههای ویژه چشمگیر جان گرفته است.
ماجرای سیرسه نیز از دیگر نقاط اوج فیلم محسوب میشود. سامانتا مورتون در نقش این جادوگر، یکی از بهترین بازیهای فیلم را ارائه میدهد و فضای رازآلود و اغواکننده این بخش را بهیادماندنی میکند.
همچنین سکانس معروف اسب تروا با وجود اینکه همه از پایان آن خبر دارند، همچنان هیجانانگیز، باشکوه و حتی گاهی طنزآمیز از آب درآمده است.
برای مطالعه ۱۸ شخصیت تأییدشده انیمیشن Spider-Man: Beyond the Spider-Verse؛ از ضعیفترین تا قدرتمندترین کلیک کنید.
جلوههای بصری و موسیقی؛ نقطه قوت اصلی فیلم
از نظر بصری، The Odyssey یکی از چشمگیرترین آثار کارنامه نولان است، هرچند پس از فیلم هایی مانند بین ستاره ای و تنت، چیزی غیر از ایم انتظار نمیرفت. فیلمبرداری هویته فن هویتما با نماهای گسترده از دریا، صحرا و سرزمین های اسطوره ای، به ویژه روی پرده های IMAX، تجربه ای کم نظیر خلق میکند.
در کنار تصاویر، موسیقی لودویگ گورانسون نیز با ترکیبی از ارکستر و موسیقی الکترونیک، حس عظمت و شکوه حماسی فیلم را چند برابر میکند.
در پایان
The Odyssey شاید از نظر احساسی به اندازه آثار ماندگار نولان مانند Interstellar یا The Prestige تأثیرگذار نباشد، اما از نظر مقیاس، جاه طلبی و کیفیت فنی یکی از بزرگترین پروژه های کارنامه او محسوب میشود.
فیلمی است که بیش از آنکه قلب مخاطب را تسخیر کند، او را با عظمت بصری، روایت پیچیده و صحنه های حماسی اش شگفت زده میکند، در واقع همان کاری که سینما باید به درستی انجام دهد. شاید روح داستان هومر در این اقتباس کمی سرد و دور از احساس به نظر برسد، اما نولان بار دیگر ثابت کرده که در ساخت بلاکباسترهای عظیم و متفاوت، همچنان یکی از مهمترین فیلمسازان عصر حاضر است.


