تا بیست سالگی پتانسیل مهم است، اما پس از سی سال جامعه نتیجه میخواهد. انتخاب رنج تلاش آگاهانه، کلید جلوگیری از حسرت و عقبماندگی است.
در بیست و چند سالگی، دنیا با ما مهربان است. اگر راه را گم کنیم، اگر شغلی نداشته باشیم یا اگر ندانیم دقیقاً از زندگی چه میخواهیم، همه میگویند: «عیبی ندارد، او هنوز جوان است و پر از پتانسیل.» ما عاشق این کلمه “پتانسیل” هستیم؛ چون به ما اجازه میدهد همهچیز باشیم، بدون اینکه واقعاً چیزی باشیم.
برای دسترسی به اخبار و حواشی جدید سینما و به روزترین مقالات تکنولوژی، همچنین جهان بی پایان ویدیو گیم حتما به مگفای سربزنید و از تماشای کانال یوتیوب ما غافل نشوید.

اما این چک سفید امضا تاریخ انقضا دارد.
ناگهان به سی سالگی میرسید و ورق برمیگردد. جامعه، بازار کار و حتی اطرافیان، دیگر به “پتانسیل” شما نگاه نمیکنند؛ آنها “نتیجه” میخواهند. کسی که در سی سالگی هنوز مثل یک جوان بیست و دو ساله سرگردان است، دیگر یک “جوان جویای نام” نیست؛ او تبدیل به یک “کودک پیر” شده است. و باور کنید، هیچچیز غمانگیزتر از دیدن بلوغی نیست که در جسم اتفاق افتاده، اما در ذهن جا مانده است.
مسئله اصلی انتخاب رنج است. زندگی در هر صورت سخت خواهد بود. یا رنجِ تلاش، نظم و مسئولیتپذیری را خودتان آگاهانه انتخاب میکنید (که به آن قربانی مقدس میگویند)، و یا زندگی رنجِ حسرت، عقبماندگی و قضاوت دیگران را به شما تحمیل خواهد کرد.

مسئله اصلی انتخاب رنج است. زندگی در هر صورت سخت خواهد بود. یا رنجِ تلاش، نظم و مسئولیتپذیری را خودتان آگاهانه انتخاب میکنید (که به آن قربانی مقدس میگویند)، و یا زندگی رنجِ حسرت، عقبماندگی و قضاوت دیگران را به شما تحمیل خواهد کرد.
قربانی دادن اجتنابناپذیر است؛ اما خبر خوب این است که شما حق دارید نوع آن را انتخاب کنید. پس منتظر نمانید تا زمان برایتان تصمیم بگیرد.
در انتها از شما عزیزان دعوت میشود که برای مطالعه مقاله مربوط به ۵ شهر رویایی برای سفر کریسمس؛ از بازارهای افسانهای اروپا تا سرزمین بابانوئل کلیک کنید.


